ميرزا قهرمان امين لشكر
66
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )
چاپار فرستاده شد . وقايعنگار . سعد الله خان سرتيپ سوار و سليمان خان سرتيپ سوار چاردولى هم نزد من آمدند . امشب را هم قدرى نزد جناب مستطاب امير نظام دام اقباله بوديم . بعد از شام آمدم چادر . روز سهشنبه 29 شهر شعبان المعظم اودئيل امروز موكب همايون به ميانج تشريففرما مىشدند . صبح زود با جناب مستطاب اجل آقاى امير نظام دام اقباله به درشكه نشسته كه از قافلانكوه به طرف جمالآباد برويم . به قافلانكوه كه رسيديم صداى توپ سوارى شنيده شد كه اعليحضرت همايونى روحنا فداه معلوم است سوار شدهاند . در راه به زيارت خاكپاى مبارك مشرف شديم . حضرت مستطاب اشرف و الا وليعهد روحى فداه پيشتر مشرف شدند . جناب امير نظام و من هم مشرف شديم . به جناب امير نظام التفات زياد فرمودند و جناب مستطاب اجل آقاى امين السلطان دام مجده همراهيها كردند و به من هم اظهار مرحمت فرمودند . فرمودند حالتت خوبست ؟ در اين مدت كجا منزل داشتى ؟ در شهر خانه داشتى ؟ عرض كردم خانهام را به حاجى محمد حسن امين الضرب از بابت طلب دادند و خودم هم در منزل جناب امير نظام منزل داشتم و متحمل همهء تكاليف من بوده و هستند . قدرى فرمايشات فرمودند و سوار شدند . در ركاب مبارك آمديم ميانج . در سراپرده يكى از پسرهاى حضرت و الا وليعهد روحى فداه با لباس سربازى و تفنگ . . . « 1 » قراول ايستاده بودند . خيلى مطبوع افتاد . بعد از مرخصى از خاكپاى مبارك به چادر جناب آقاى امين السلطان آمديم . آنجا هم قدرى نشسته شيرينىجات و چاى و ميوهجات و غيره صرف شد . در سرسوارى اين اشخاص بودند مهربانى كردند : مجد الدوله ، علاء الدوله ، نواب ميرآخور ، امين خلوت ، شاطرباشى ، مهدى خان پسر مرحوم امين الدوله ، آقا دائى و سايرين . و طرف عصر حاجى محمد صالح خلخالى آمد پيش من و رئيس پستخانه هم آمد . و كربلائى عباسعلى را فرستادم بيايد . گفتند مشغول سيورسات اردوست . على بلبل آمد گفتم برود از كربلائى عباسعلى احوال بپرسد و ميرزا يوسف خان را خواستهام . گفتند چادر نواب مغرور ميرزا است .
--> ( 1 ) - كلمهاى ناخوانا به خط امين لشكر .